پانزده ماهگی
آنیسای نازم
نمی دونم چرا این روزها خنده و شادی از خونه امون رفته و بیماری عزیز و بستری مجددش در بیمارستان کل زندگی ما رو تحت تاثیر قرار داده .این روها خیلی درگیرم .هم درگیر کاری هم ذهنی . افسردگی خاله الهام بعد از بیماری عزیز و تصمیم خاله سولماز برای برگشتن به تهران فشار روحی منو بیشتر کرده و از طرفی سرماخوردگی شدید شما بعد از یه دوره سخت بیماری که قبلا برات نوشته ام .
نمی دونم کی این روزا تموم میشه ولی خوشحالم که هستی و وقتی به تو نگاه می کنم با خودم میگم الی ولش کنه آنیسای نازت رو بچسب. قربونت برم که تند تند بغلم میکنی و وقتی کنترلم رو از دست می دم و از شدت فشار گریه ام میگره جلوم می ایستی و بغض میکنی .همه چی رو تحمل میکنم غیر از غم تو .زودی میخندم و تو باورت میشه که دارم باهات بازی میکنم . نی نی ناز و خوش قلب من
فکر میکردم به عروسک علاقه ای نداری ولی این روزا کوسن مبل رو بر میداری و سعی میکنی نی نی هایی که تو طرف اسباب بازی هات هست بخوابونی.البته این کار رو از سانای یاد گرفتی .
عمه و عمو رو خیلی خوب تلفظ می کنی و تازگی ها خاله الهام رو آدا صدا میزنی .امشب هم خونه مادر خیلی واضح گفتی مادر و یه کادوی خوشگل از مادر جون دریافت کردی .یه تلفن با صفحه متحرک که کلی ازش خوشت اومد و باهاش بازی کردی
خیلی شیطون شدی البته بودی و روز به روز به شدتش اضافه میشه میری بالای میز و واسه خودت کنسرت اجرا میکنی نانای میکنی و دل مامانی رو میریزی 

وقتی میگم بیا اتل متل توتوله بازی کنیم زود میشینی و پاهات رو دراز میکنی و تا من شعرش رو شروع میکنم میزنی و رو پاهات و میخندی .
عمه سامره دوتا کلیپ در مدح امام زمان برام داده که خیلی به دلم نشسته و بیشتر از من تو رو عاشق کرده . صبح که از خواب بیدار میشی یکسره میری و کنترل تلویزیون رو میاری می دی دستم و میگی بی بی (یعنی بزن کلیپ بیاد) وقتی کلیپ شروع میشه سینه میزنی و تعظیم میکنی . باور کن این یکی رو مامان یا کس دیگه یادت نداده.
امیدوارم امام زمان تا آخر عمر پشت و پناهت باشه دختر گل من
البته اینم بگم که فرنی صبحانه در سایه این کلیپ به راحتی صرف میشه 

از روز جمعه میریم خونه عزیز تا خاله الهام تنها نباشه و امیدوارم هر چه زودتر عزیز و خاله الهام حالش خوب بشه و با خبرای خوش برگردم .
الهی آمین
عزیز دل من یه لحظه آروم و قرار نداری و همه عکسات تار میوفته



پانزده ماهگی
